به گزارش کردپرس، بیش از یک قرن پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و ترسیم مرزهای جدید خاورمیانه، سوریه بار دیگر به صحنه رقابتهای ژئوپلیتیکی ترکیه تبدیل شده است. مقالهای تحلیلی به قلم «لزغین یعقوب» با مرور تحولات تاریخی از پایان جنگ جهانی اول تا سقوط حکومت بشار اسد، استدلال میکند که سیاست کنونی آنکارا در سوریه نه محصول جنگ داخلی این کشور، بلکه امتداد پروژهای تاریخی است که ریشههای آن به پیمان ملی ترکیه (Misak-ı Milli)، توافق آدانا و حتی توافقنامه سایکس-پیکو بازمیگردد.
نویسنده معتقد است که ترکیه امروز توانسته است آنچه را در یک قرن گذشته بهدنبال آن بوده، در قالب نفوذ سیاسی، امنیتی و نظامی در سوریه محقق کند؛ هرچند این برداشت، تفسیری تحلیلی از روندهای تاریخی است و محل اجماع همه پژوهشگران نیست.
تولد سوریه پس از فروپاشی عثمانی
به باور نویسنده، پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، نقطه آغاز شکلگیری نظم جدید خاورمیانه بود. در این دوره، قدرتهای پیروز بهویژه بریتانیا و فرانسه، مرزهای کشورهای جدید منطقه را ترسیم کردند.
در این میان، سوریه که قرنها بخشی از قلمرو عثمانی بود، به کشوری تحت قیمومت فرانسه تبدیل شد. نویسنده تأکید میکند که مناطق عربنشین سوریه عمدتاً با قدرت نظامی بریتانیا کنترل شدند، در حالی که مناطق کردنشین شمال سوریه بیشتر از طریق توافقات سیاسی و دیپلماتیک از قلمرو ترکیه جدا شدند.
نبرد حلب؛ آغاز شکلگیری مرزهای جدید
مقاله سپس به واپسین روزهای حضور عثمانی در سوریه میپردازد؛ زمانی که مصطفی کمال آتاتورک پس از سقوط دمشق، فرماندهی نیروهای عثمانی را در نبرد حلب بر عهده داشت.
به اعتقاد نویسنده، هرچند امپراتوری عثمانی در جنگ شکست خورد، اما مقاومت نیروهای ترک در شمال سوریه زمینهساز شکلگیری اندیشهای شد که بعدها با عنوان «میثاق ملی» یا Misak-ı Milli شناخته شد؛ سندی که مرزهای مطلوب ملیگرایان ترک را تعریف میکرد و بخشهایی از شمال سوریه و عراق را نیز در حوزه تاریخی ترکیه قرار میداد.
نویسنده بر این باور است که این سند، طی یک قرن گذشته همواره یکی از منابع الهام سیاست خارجی و امنیتی ترکیه بوده است.
همکاری فراموششده ترکها و عربها علیه فرانسه
یکی از بخشهای مقاله به همکاری موقت ملیگرایان ترک و عربهای سوری علیه فرانسه اختصاص دارد.
بر اساس این روایت، پس از آنکه بریتانیا کنترل سوریه را به فرانسه واگذار کرد، شماری از رهبران عرب سوری و نیروهای وفادار به فیصل با مصطفی کمال وارد همکاری شدند تا مانع تثبیت سلطه فرانسه شوند.
حتی توافقهایی برای همکاری نظامی میان دو طرف امضا شد، اما با شکست دولت فیصل در برابر ارتش فرانسه در سال ۱۹۲۰ این همکاری دوام نیاورد.
پیمان آنکارا؛ آغاز عقبنشینی سوریه
نویسنده، توافق آنکارا میان فرانسه و دولت ملیگرای ترکیه در سال ۱۹۲۱ را نقطه عطف مهمی میداند؛ توافقی که براساس آن، فرانسه بخشهایی از شمال سوریه را به ترکیه واگذار کرد و زمینه تثبیت مرزهای کنونی دو کشور فراهم شد.
به اعتقاد او، این توافق نهتنها رؤیای تشکیل کیانی مستقل برای کردها را که در پیمان سور مطرح شده بود، تضعیف کرد، بلکه نخستین گام در تثبیت نفوذ بلندمدت ترکیه در شمال سوریه بود.
مسئله اسکندرون؛ زخمی که هرگز التیام نیافت
مقاله سپس به موضوع استان اسکندرون (هاتای) میپردازد؛ منطقهای که در سال ۱۹۳۹ به ترکیه ملحق شد و دمشق هرگز این اقدام را به رسمیت نشناخت.
از نگاه نویسنده، الحاق هاتای باعث شد بیاعتمادی میان دو کشور برای دههها ادامه یابد و در حافظه سیاسی سوریه این نگرانی شکل بگیرد که ترکیه ممکن است در آینده نیز ادعاهای ارضی خود را گسترش دهد.
توافق آدانا؛ نقطه عطف روابط دمشق و آنکارا
یکی از محورهای اصلی مقاله، توافق امنیتی آدانا در سال ۱۹۹۸ است.
نویسنده استدلال میکند که بحران بر سر حضور عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان یا پ.ک.ک، تنها بخشی از ماجرا بود و ترکیه از این بحران برای دستیابی به اهداف ژئوپلیتیکی گستردهتر استفاده کرد.
به باور او، دمشق با امضای توافق آدانا نهتنها متعهد به اخراج اوجالان شد، بلکه عملاً بر وضعیت موجود در هاتای نیز مهر تأیید گذاشت و دست ترکیه را برای پیگیری مطالبات امنیتی خود در مرزهای شمال سوریه بازتر کرد.
جنگ داخلی سوریه؛ فرصت طلایی برای ترکیه
در ادامه، مقاله جنگ داخلی سوریه را مهمترین فرصت راهبردی ترکیه طی یک قرن گذشته توصیف میکند.
نویسنده با انتقاد شدید از سیاستهای دولت رجب طیب اردوغان، معتقد است آنکارا از همان ابتدای بحران سوریه از گروههای مخالف حکومت بشار اسد حمایت کرد و به تدریج نفوذ خود را در عرصههای مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی سوریه گسترش داد.
همچنین به عملیاتهای نظامی ترکیه در شمال سوریه از سال ۲۰۱۶ به بعد اشاره شده و استدلال میشود که آنکارا این عملیاتها را با استناد به مفاد توافق آدانا و ضرورت مقابله با تهدیدهای امنیتی، بهویژه حضور نیروهای وابسته به PKK و یگانهای مدافع خلق (YPG)، توجیه کرده است.
سقوط اسد و تحقق رؤیای تاریخی؟
نویسنده در پایان، سقوط حکومت بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ را نقطه اوج روندی میداند که از زمان فروپاشی امپراتوری عثمانی آغاز شده بود.
به باور او، ترکیه اکنون نفوذی بیسابقه در ساختار سیاسی و امنیتی سوریه پیدا کرده و به بازیگر اصلی معادلات این کشور تبدیل شده است؛ وضعیتی که از دید نویسنده، تحقق عملی بخشی از آرمانهای «میثاق ملی» محسوب میشود.
وی همچنین به اظهارات اخیر رجب طیب اردوغان اشاره میکند که امنیت ترکیه را محدود به مرزهای هاتای ندانسته و آن را با تحولات حلب، دمشق و حتی بیروت پیوند زده است؛ سخنانی که از نگاه نویسنده، نشاندهنده تداوم نگاه ژئوپلیتیکی ترکیه به حوزه نفوذ تاریخی خود است.
مقاله تلاش میکند سیاست امروز ترکیه در سوریه را نه صرفاً واکنشی به تحولات سالهای اخیر، بلکه ادامه پروژهای تاریخی معرفی کند که از پایان جنگ جهانی اول آغاز شده است. در این روایت، مفاهیمی مانند میثاق ملی، توافق آنکارا، مسئله هاتای، توافق آدانا و جنگ داخلی سوریه، حلقههای زنجیرهای هستند که در نهایت به افزایش نفوذ ترکیه در سوریه انجامیدهاند.
مرکز مطالعات کردی آلمان

نظر شما