سالهاست که به عنوان یک روزنامه نگار و پژوهشگر حوزه رسانه های کردی، نه تنها اخبار ترکیه را دنبال میکنم، بلکه مقاله های پژوهشی و رساله های تازه در این حوزه را نیز می خوانم. هزاران تیتر خواندهام؛ از عملیات نظامی و انتخابات گرفته تا بحرانهای سیاسی و مذاکرات صلح. اما بامداد امروز هنگام مرور خبرها، یک تیتر مرا چند ثانیه متوقف کرد: «هشدار انتقال گرد و غبار در کردستان». نه به خاطر گرد و غبار؛ به خاطر واژهای که سالها حضورش در فضای رسمی و رسانهای ترکیه یک تابو بود: «کردستان».

راستش را بخواهید، در نگاه اول تصور کردم اشتباه میبینم. دوباره تیتر را خواندم. بعد متن خبر را. باز هم همان واژه آنجا بود، بی اینکه کسی تلاش کرده باشد آن را با عبارتهای طولانی مانند «استانهای جنوبشرق» یا «منطقه شرق و جنوبشرق آناتولی» جایگزین کند.
برای کسی که سالها تحولات ترکیه و مسئله کردها را دنبال کرده، این فقط یک واژه نیست.
در ترکیه، «کردستان» دههها فقط یک واژه جغرافیایی نبود؛ یک خط قرمز سیاسی بود. واژهای که سیاستمداران بابت به زبان آوردنش تحت فشار قرار میگرفتند، روزنامهنگاران برای نوشتنش بازخواست میشدند و رسانهها معمولاً ترجیح میدادند اصلاً به آن نزدیک نشوند.
به همین دلیل است که امروز دیدن این واژه در تیتر یک خبر عادی هواشناسی، بیش از خود خبر جلب توجه میکند.
شاید برای بسیاری از مردم این فقط یک هشدار درباره گرد و غبار باشد؛ اما برای کسانی که حافظه سیاسی ترکیه را به یاد دارند، این تیتر حامل معنایی فراتر از پیشبینی آبوهواست. این تیتر نشان میدهد که برخی تابوهای قدیمی، دستکم در سطح زبان و فضای عمومی، دیگر آن قدرت سابق را ندارند.
البته هیچکس نمیتواند صرفاً بر اساس یک تیتر نتیجه بگیرد که همه مشکلات تاریخی حل شده یا نگاه رسمی به مسئله کرد تغییر بنیادین کرده است. اما سیاست فقط با قوانین و توافقنامهها تغییر نمیکند؛ گاهی تغییر از واژهها آغاز میشود. از واژه ها و صداهایی که سالها حذف شده بودند و حالا دوباره در فضای عمومی دیده میشوند.
شاید مهمترین دستاورد فضای جدید گفتوگوها و روند صلح در ترکیه همین باشد؛ اینکه بعضی واژه ها دیگر ترسناک نیستند.
امروز خبر درباره گرد و غبار بود. اما برای من، خبر واقعی خودِ واژه «کردستان» بود؛ واژهای که سالها برای حذف شدن از تیترها جنگیده شد و حالا بیسروصدا دوباره به یکی از آنها بازگشته است.
و همزمان که داشتم این خبر را برای چندین و چندمین بار می خواندم صدای این سروده اردلان سرافراز در پس زمینه بود:
"با صدام میام همه جا تو رو مینویسم روی آینۀ گریه هام گونه های خیسم ای که معنی اسم تو آسمون پاکه ریشۀ صدا نبض عشق زیر پوست خاکه..."
شقایق کمالی- کردپرس

نظر شما